محمد يار بن عرب قطغان

3

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

گشته عرصهء ممالك عالم را منور گردانيده ، ظلام ظلم عدوان از اطراف امصار و بلاد روى به عدم آماد آورده ، سرگشتگان وادى نامرادى به چشمه‌سار امن و امان رسانيد و از تأثير عدل شامل و تدبير عقل كامل آن خسرو عادل ، رفاهيت بىنهايت با اهل آن مملكت به حصول پيوسته و رسوم مذموم جور و عناد در عدم آباد نابودشدگان روزگار غدار ، خاطر هيچ‌كس پيش ظلم نجست . عالم و عالميان به ميامن عدل و احسان آن صاحبقران اسكندر نشان فارغ بال و مستقيم احوال آسودند و جهانيان در مهاد امن و امان و مساكين و اوطان به كمال فراغت غنودند . ( بيت : ) شاه كيوان سرير ماه منير * مشترىطبع آفتاب ضمير چون به دولت نشست بر اورنگ * جانب داد [ و ] عدل كرد آهنگ نصب كرد از نهايت احسان * بر سر مؤمنان لواى امان ليك چون بركشيد تيغ جهاد * رخنه در جان دشمنان بگشاد از روافض ( 2 ب ) نماند هيچ اثر * مگر اندر ميان نار سقر لاجرم بر خاطر فاتر اين بندهء قليل البضاعة و عديم الاستطاعة كه خود را خوشه‌چين خرمن اصحاب هنر مىپندارد و در علم تاريخ نيز اندك استحضارى دارد رسيد كه تاريخ بديع و تذكرهء رفيع به نام نامدار و اسم كامكار آن صاحبقران سكندرنشان مرتب سازد تا بدايع حالات و ذكر فتوحات و بيان مصافات و جهانگيرى و وقايع گيتىستانى و آيين جهانبانى و قوانين كشورگشايى و رسوم دين‌پرورى و مراسم شريعت‌گسترى و قواعد رزم‌سازى و طريق مخالف‌گذارى و عادات دشمن و دوست‌نوازى آن مهر سپهر سرفرازى تا دامن روزگار و انقراض دوار در ميان عالميان باقى و پايدار ماند . زيرا كه اين بندهء بىبضاعت در زمان دولت و اوان سلطنت آن حضرت ، از كتم عدم به عالم وجود موجود گرديد و در سايهء لواى امن و امان آن صاحبقران سكندرنشان به سرحد تميز رسيد و به درجهء كمال انجاميد و از فوايد احسان بىكرانش بهرهء تمام به حصول پيوست . اگر قلم دو زبان به شرح و بيان آن مبادرت نمايد ، سخن به طويل انجامد و از مقاصد خود باز ماند . بناء على هذا بعد از آنكه اين كمينه را